امروز: چهارشنبه 1 آبان 1398
-------------------------- تبلیغات

کد خبر: 21881
تاریخ انتشار: 5:28 ب.ظ - جمعه 1394/09/13
چاپ این پست

انسان ها به همان دلایلى كه نیاز به پیامبر دارند، نیاز به امام هم دارند ، چگونه قبول كنیم كه انسان در راه‏هاى ساده ی زندگى نیاز به راهنما دارد، اما در پیمودن راه‏هاى سعادت و معنویّت و رسیدن به رشد واقعى كه پیچیده‏ تر و علم انسان در آن زمینه كمتر و وسوسه‏ هاى شیطانى بیشتر است، نیاز به راهنما نداشته باشد.

? مقدمه

– چرا انسان نیاز به وجود امام دارد؟

انسان ها به همان دلایلى كه نیاز به پیامبر دارند، نیاز به امام هم دارند ، چگونه قبول كنیم كه انسان در راه‏هاى ساده ی زندگى نیاز به راهنما دارد، اما در پیمودن راه‏هاى سعادت و معنویّت و رسیدن به رشد واقعى كه پیچیده‏ تر و علم انسان در آن زمینه كمتر و وسوسه‏ هاى شیطانى بیشتر است، نیاز به راهنما نداشته باشد.

* در خصوص نیاز به امام، دلایل عقلی وجود دارد:

1- براى پیاده شدن دستورات الهى و حفظ احكام، قدرت و حكومت لازم است و قدرت و حكومت به امام و رهبرى لایق نیاز دارد. مخصوصاً در موردى كه دسترسى به پیامبر امكان نداشته و خاتمیّت حضرت محمدصلى الله علیه وآله را پذیرفته باشیم.

2- مگر مى ‏شود خدا براى مردمى پیامبر بفرستد و آن پیامبر با خون دل احكام و قوانینى بیاورد و بعد همه را رها كرده از دنیا برود؟ آیا این كار حكیمانه است؟

به همین دلیل امام رضاعلیه السلام مى‏فرماید:

«اِنّ الامامة زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین»
امامت و رهبرى حقّ، زمام دین است و مایه نظام بخشیدن به مسلمانان و اصلاح امور دنیوى و عزّت مؤمنین است.

امام رضا علیه السلام در قسمتی از یک حدیث طولانی در مورد جایگاه امام می فرمایند: «امام همدمی رفیق و پدری دلسوز و برادری همزاد و مادری نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش و پناه مردم در مصیبتها و دشواری های عظیم است.»

همان گونه كه شنا در استخر نیاز به مربّى و ناجى دارد و گذر از دریا نیاز به كشتى و ناخدا، دنیا نیز چنانكه امام فرمود: دریاى عمیق و پر تلاطم است كه به كشتى و كشتى‏بان نیاز دارد. این با كدام منطق و حكمت سازگار است كه خداوند، شناوران ناتوان و ناآشنا را در دریاى پرخطر به حال خود رها كند!؟

و در آخر همان گونه كه خداوند در كشور تن فرمانروایى به نام عقل قرار داده تا به وسیله آن چشم و گوش و تمام اعضا از انحراف و خطا حفظ شوند، لازم است براى جامعه نیز امام و فرمانروایى قرار دهد تا دچار تحیر و انحراف و هرج و مرج نشده و به مقصد برسد.

 

?آیاتی که امامت را در قرآن به اثبات می رساند

* آیه ولایت: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون‏

یعنی: ولی و سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبران او و آنها که ایمان آورده اند و نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات می پردازند.

بسیاری از مفسران نقل کرده اند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است.همین آیه از ابن عباس نقل کرده است که علی(ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد وآن حضرت انگشترش را به او صدقه داد.پیامبر از او پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد ؟سائل اشاره به علی (ع) کرد و گفت:آن مردی که در حال رکوع است. در این هنگام آیه “انما ولیکم الله و رسوله “نازل شد.
* آیه اولی الامر: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم ‏

یعنی :ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا(ص)و اولی الامر از خودتان را.
حنفی نیشابوری در “الشواهد التنزیل” نقل کرده که در همه آنها عنوان “اولی الامر”بر علی (ع) به عنوان یک مصداق روشن تطبیق شده

در اینجا “اولوالامر صیغه جمع است و مفهوم آن تمام امامان معصوم را شامل می شود.

در تفسیر “برهان” نیز دهها روایت از منابع اهل بیت(ع) می گوید :آیه مزبور در باره علی (ع) ،یا آن حضرت و سایر ائمه اهل بیت (ع) نازل شده است.حتی در بعضی از این روایات، نام ائمه دوازده گانه اهل بیت (ع) یک به یک آمده است.

 

_ امام مهدی (علیه السلام) ، امام دوازدهم شیعیان

امام مهدی علیه السلام به عنوان دوازدهمین امام شیعیان و آخرین ذخیره الهی و ختم کننده جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، راه و سیره اجداد مطهرشان را ادامه خواهند داد. ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم و سرو سامان دادن به اوضاع آشفته ی جهان خواهند آمد.
* تاریخ و چگونگی ولادت امام زمان (عج)

حضرت مهدی (عج) یگانه فرزند امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. ایشان در سحرگاه روز جمعه ، نیمه شعبان 255 قمری در سامرا چشم به جهان گشودند و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت پدر بزرگوارشان همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

_تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .

عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.
گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت: ای بانوی من شب بخیر!گفتم: بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجا و این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنید با کمال حجب و حیا نشست.

پس از اقامه نماز افطار کردم و خوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .

نزدیک بود که در وعده امام (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان امام(علیه السلام)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند : عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!

همین که صدای مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغول خواندن سوره الم سجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.
گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.
در این هنگام امام عسکری (علیه السلام) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، سپس بر امیرالمومنین(علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیه السلام) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد.
امام(علیه السلام) فرمود : عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او ا پیش امام حسن عسکری (علیه السلام) برگردانیدم. (بخاری ،ج51،ص2)

پایان بخش اول

.

.

.

تشیع انگلیسی - کلیک کنید!

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
تازه های فتن