امروز: دوشنبه 27 آبان 1398
-------------------------- تبلیغات

کد خبر: 39131
تاریخ انتشار: 5:38 ب.ظ - شنبه 1395/12/21
چاپ این پست

به گزارش فتن، الیاس نادران از آن دست سیاسیونی است که مصاحبه گرفتن با او ارزش دیگری دارد. مردی فعال که اطلاعات با ارزشی دارد و اقدامات مهمی انجام می‌دهد، اما معمولاً خیلی اهل رسانه‌ای کردن آن‌ها و مصاحبه و این‌ها نیست. مصاحبه پیش رو آن‌قدر تیتر داشت که گزینش چند تیتر از میان آن‌ها واقعاً سخت […]

به گزارش فتن، الیاس نادران از آن دست سیاسیونی است که مصاحبه گرفتن با او ارزش دیگری دارد. مردی فعال که اطلاعات با ارزشی دارد و اقدامات مهمی انجام می‌دهد، اما معمولاً خیلی اهل رسانه‌ای کردن آن‌ها و مصاحبه و این‌ها نیست. مصاحبه پیش رو آن‌قدر تیتر داشت که گزینش چند تیتر از میان آن‌ها واقعاً سخت بود. از مواجهه او با حلقه خیابان فاطمی و تهدیدش به مرگ تا نگاهش به دولت روحانی و اعتقادش بر پیوند نامبارکی که در این دولت بین صاحب‌منصبان با شبکه‌ها و باندهای فساد برقرارشده است تا چشم‌انداز تاریکی که از اقتصاد به‌شرط تداوم وضع فعلی ارائه می‌دهد، مصاحبه‌ای خواندنی شده که توجه خوانندگان را به آن جلب می‌کنیم.

********

  • چگونه آقای دکتر نادران تبدیل به فردی شد که در عرصه سیاست ورزی، تیغ تند انتقاداتش حتی جریان و گروهی را که او منتسب به آن‌هاست، در برمی‌گیرد؟

ببینید نماینده‌ای که از مردم رأی می‌گیرد، وظیفه ذاتی‌اش این است که از منافع مردم، منافع ملی و مصالح کلی کشور دفاع و حراست کند؛ چه در قانون‌گذاری و چه در بحث رأی اعتماد و نظارت بر عملکرد وزرا و نظارت بر رفتار نهادهای حکومتی. این استثناپذیر هم نیست.

در مجلس هفتم ما سر تحقیق و تفحص از قوه قضائیه خیلی کلنجار رفتیم. حتی بعدازاینکه این طرح تصویب شد و باید عملیاتی می‌شد، مخالفت‌ها خیلی زیاد بود. ولی این تکلیف قانونی نمایندگان است. کسی که مسئولیتی را می‌پذیرد، باید تبعات و اقتضائات آن مسئولیت را هم بپذیرد.

اوایل کار دولت نهم، بعد از معرفی وزرای آقای احمدی‌نژاد، علیرغم اینکه ما هم در رأی آوری و هم در دفاع از مواضع اصولی که بیان می‌شد و هم اعلام مواضع و اعلام‌خطری که نسبت به بازگشت لیبرالیسم اقتصادی به صحنه سیاسی کشور احساس می‌شد، وظیفه داشتیم که موقع معرفی وزرا واقعاً دفاع کنیم از حقوق مردم، من اما آنجا هم مخالفت داشتم با بعضی وزرا و هم موافقت داشتم با بعضی دیگر از وزرا که به دلیل آشنایی بود که با سوابق این افراد داشتم و بعضی از آن‌ها را برای منصب معرفی‌شده مناسب می‌دانستم و بعضی را نه.

آنجا این اتفاقات افتاد و ما وظیفه داشتیم این کار را کنیم.

بعدش هم همین‌طور؛ یعنی در نظارت بر رفتار وزرا و نهادهای حکومتی هم باوجوداینکه ما رأی داده بودیم و با سپردن مسئولیت به بعضی از وزرا موافقت کرده بودیم، اما نافی این نبود که در نظارت‌ها جدی باشیم و مراقبت کنیم و الحمدالله این کار را هم تا آنجا که در ظرفیت ما بود، تعقیب کردیم. اتفاقاً در نظارت بر وزرایی که به نظر می‌آمد با ما قرابت بیشتری داشته باشند، به لحاظ فکری جدیت ما بیشتر هم بود.

  • آنچه آن زمان در رفتار شما شاخص بود، افشاگری علیه حلقه فاطمی بود. اطلاعات این موضوع از کجا به شما رسید؟ پشت‌صحنه آنچه بود؟

از ابتدای مجلس هفتم این مسئله در محافل خصوصی مطرح شد. یکی از نهادهای نظارتی که روی مسائل امنیت ملی هم کار می‌کرد، آمد گزارشی داد که خیلی نگران‌کننده بود. آن موقع آقای رحیمی رئیس دیوان محاسبات بود. مجلس هم به دلیل حساسیتی که نسبت به مسئله پیدا کرده بود خیلی پیگیر بود. کمیته منتخب کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس، بیش از ۱۳ جلسه با ایشان گذاشت درباره رفتارهایی که در دیوان محاسبات داشت و بسیاری از آن‌ها فراتر از قانون بود. بسیاری از آن‌ها ورود کردن در مسائل شخصی افراد بود و منشأ مفسده‌هایی که بعداً علنی شد هم آنجا کلید خورده بود.

  • در دیوان محاسبات؟

بله؛ یعنی اگر آن دغدغه‌ها جدی گرفته می‌شد و مجلس پیگیر می‌شد و با دوستانی که پیگیری کرده بودند همراهی می‌شد، شاید کار به آنجا که کشیده شد، کشیده نمی‌شد.

  •  راست سنتی با آقای رحیمی موافق بودند یا مخالف؟

موافق بودند.

  • مخالفان آقای رحیمی چه کسانی بودند؟ ایثارگران و این‌ها بودند؟

مخالفان دوستان ما بودند. اصولگرایان تحول‌خواه.

  • اصلاح‌طلبان چه موضعی داشتند؟

آن‌ها اولاً تعیین‌کننده نبودند در مجموعه آرای مجلس. بعد هم سوابقشان نشان می‌داد آن‌هایی که در مجلس بودند راحت توافق می‌کردند سر این چیزها. خیلی برایشان کار سختی نبود.

  • بعد از قضایای افشای حلقه ساختمان فاطمی از طرف دولت شما تحت فشار قرار نگرفتید؟

اجازه دهید اول یک نکته را من بگویم. وقتی آقای رحیمی نامزد رئیس دیوان محاسبات بود، ما از مسیر مجلس پیگیری و تعقیب می‌کردیم که ایشان رأی عدم اعتماد بگیرد و موضوع در مسیر و شرایط بی تنش‌تری حل‌وفصل شود که اگر می‌شد بالاخره وضعیت روشن‌تر می‌شد؛ اما نشد. با لابی‌هایی که صورت گرفت، نگذاشتند این‌طور بشود.

ایشان تا آن سفر سوریه که داشت و آمد و با روحیه‌ای که داشت در تمجید از مقامات کشور، آمد آن جمله معروف را از قول آن عرب در حضور آقای احمدی‌نژاد نقل کرد و بلافاصله شد معاون پارلمانی احمدی‌نژاد؛ یعنی رئیس دیوان که این همه گزارش‌های نظارتی ضد دولت داده بود یک‌باره با یک جمله می‌شود معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری.

یک مدت که دو شغله بود، یعنی هم رئیس دیوان محاسبات بود و هم معاون پارلمانی. بعد دیگر با تغییر مجلس و آمدن مجلس هشتم این مشکل مرتفع شد و فرد جدیدی به ریاست دیوان محاسبات منصوب شد. بعد که ایشان معاون اول شد، خوب ما خطر را خیلی جدی‌تر نسبت به قبل احساس کردیم؛ یعنی با آن سابقه زد و بندهای مالی و آن سابقه مدیریتی و چسبیدن به قدرت و مقامات و این‌ها، حضور ایشان در جایگاه معاون اول رئیس‌جمهور به نظر ما فوق‌العاده خطرناک بود. معاون اولی که برابر قانون اساسی می‌تواند جای رئیس‌جمهوری تصمیم بگیرد و در شرایط نبود رئیس‌جمهوری وظایف رئیس‌جمهوری به عهده او می‌افتد. در وضعیت جدید کار دیگر خیلی حساس و پیچیده شد. درست از آن موقع بود که ما دیگر دست زدیم به برخورد رسانه‌ای و اعمال فشار از طریق افکار عمومی و این‌ها که منجر شد به این اتفاقاتی که افتاد.

بعضاً می‌پرسند چرا شما از وقتی که آقای رحیمی در دیوان بود و این مشکلات را داشت، مسائل را رسانه‌ای نکردید؟ به نظرم آن موقع لازم نبود. یک جایی لازم شد که دیگر چاره‌ای جز رسانه‌ای کردن موضوع برای حل مسئله باقی نماینده بود. این زمانی بود که احساس کردیم دیگر مسئله از کانال‌های مجلس و دولت و این‌ها قابل حل‌وفصل نبود.

  • این رویکرد شما نشان داد در دولتی که همسو با شما بوده است هم از نقد و پیگیری‌هایتان در مبارزه با فساد کوتاه نیامدید؟

اجازه دهید درباره سؤال قبلی‌تان این را هم بگویم. آقای رحیمی بعدازاینکه من قصه حلقه خانه فاطمی را بر اساس پرونده‌ای که به ما گزارش‌شده بود و اینکه چه اتفاقاتی افتاده و این شبکه چه‌کارهایی کرده است رسانه‌ای کردم …

  • وارد معامله شدند با شما؟

خیلی فراتر از معامله بود. در موضوع حلقه فاطمی، سه جریان بودند که هر سه جریان مالی فاسد وصل می‌شدند به آقای رحیمی. بیمه ایران، استانداری تهران و آن آقای سرخوش که از او پول گرفته بودند. این‌ها سه جریان مالی کاملاً متمایز بودند، منتها حلقه مرتبط همه این‌ها آقای رحیمی بود و آدم‌های دم دستش که آن‌ها را هم گرفتند و محاکمه کردند.

از آن موقع ایشان شروع کرد علیه ما پرونده سازی کردن. خیلی تلاش کرد علیه ما و حتی وزارت اطلاعات را به کار گرفتند. ناجا را فعال کردند و حتی در جاهایی که ما بودیم و سکونت داشتیم، رفته بودند تحقیقات محلی کرده بودند تا یک چیزی علیه ما گیر بیاورند و ما را ساکت کنند. نشد، چون چیزی گیرشان نیامد که بتوانند ما را ساکت کنند.

به وکیل من زنگ زده بودند که بیا ما با هم صحبت کنیم. ایشان به من گفت بروم، گفتم برو مانعی ندارد، صحبت و گفتگو که مشکلی ندارد اگر منجر به این شود که ایشان استعفا بدهد و از این سمت و پست کنار برود و بالاخره حاضر شود که محاکمه شود. خوب ما غیر از این که چیزی نمی‌خواهیم.

وکیل ما رفته بود حدود ۲ ساعت با این‌ها گفتگو کرده بود. آورده بودند مثلاً پرونده‌هایی را که علیه ما درست کرده بودند که چه هست و چه نیست به ایشان نشان داده بودند. ایشان یک کلمه گفته بود که اشکالی ندارد اگر این‌طور است که شما می‌گویید و معتقدید ایشان مرتکب جرم شده، این‌ها را بفرستید قوه قضائیه، دادستانی علیه ایشان به‌عنوان مدعی‌العموم شکایت می‌کند و پرونده می‌رود در روند قضایی و به آن رسیدگی می‌شود. این‌ها را که لازم نیست به من بگویید.

دیده بودند از این مسیرها نمی‌شود بعد دیگر شروع کرده بودند به تهدید کردن. گفته بودند به وکیل من که اگر کار این‌گونه پیش برود فلانی را می‌کشیم. و