امروز: سه شنبه 8 فروردین 1396
-------------------------- تبلیغات

کد خبر: 4175
تاریخ انتشار: 11:16 ب.ظ - چهارشنبه 1393/10/17
چاپ این پست
یمانی دروغین

چكیده   این مقاله با هدف بررسی برخی از ادله روایی یكی از مدعیان نیابت، با عنوان احمد بن اسماعیل بصری می باشد.این فرد خود را فرزند با واسطه امام مهدی (علی السلام) ،رسول وزمینه ساز ظهور معرفی نموده، و ادعا دارد پس از ایشان به حكومت وخلافت خواهد رسید . او تلاش نموده است […]

چكیده
 
این مقاله با هدف بررسی برخی از ادله روایی یكی از مدعیان نیابت، با عنوان احمد بن اسماعیل بصری می باشد.این فرد خود را فرزند با واسطه امام مهدی (علی السلام) ،رسول وزمینه ساز ظهور معرفی نموده، و ادعا دارد پس از ایشان به حكومت وخلافت خواهد رسید .
او تلاش نموده است تا با بهره گیری از روایات معصومین (علیهم السلام) ادعای خود را اثبات نماید.همچنین  مریدان این شخص ادعا دارند كه تمام بیانات و ادله این فرد نشات گرفته از علم الهی او بوده و امكان نقد هیچ یك از ادعاهای مطرح شده وجود ندارد . اما پس از بررسی ادله مطرح شده ، متوجه می شویم كه این فرد با تمسك به روایات غیر مستند ،بهره گیری از منابع غیر علمی، تقطیع روایات و تحریف معنا و دلالت آنان، قصد در فریب مخاطبان خود داشته است .
نو بودن این جریان در كشور ایران، و احساس نیاز به تحلیلی علمی و بر گرفته از منابع مورد اعتماد این گروه،موجب گردید تا پس از معرفی این فرد و روش تبلیغاتی او ،به نقد برخی از ادله روایی او بپردازیم . روش این مقاله توصیفی –تحلیلی بوده وآنچه كه بدست آمده است ،نسبت های دروغ این فرد به ائمه (علیهم السلام) و استفاده از عدم سواد حدیثی طرفدارانش می باشد.و تلاش گردیده تا با بررسی برخی از ادله مورد ادعا،و با توجه به اینكه وصی و جانشین امام مهدی (علیه السلام) باید برخوردار از علم و عصمت باشد ،بطلان ادعای او را اثبات نماییم.
كلید واژه ها:
احمد،بصره ،یمانی، ، امام مهدی (علیه السلام)، الحسن ،دابة الارض،مهدی اول.
مقدمه
 
مهدویت ،بزرگترین جریان معنوی –معرفتی است.و دقت در بررسی مباحث آن همانند دیگر موضوعات تخصصی، امری متعلق به اهل فن و عالمان این عرصه می باشد.
اندیشه مهدویت در عرصه های مختلف زندگی جوامع اسلامی به ویژه شیعیان،رونق بسیار داشته و پیروانی از جان گذشته گرد خود فراهم آورده است.بد اندیشان ، امویان و عباسیان زمانه به درستی درك نمودند كه كمترین پیامد باور به این موضوع ، احیای تفكر اسلامی،رشد فرهنگ شیعی و ظلم ستیزی است؛كه این سبك از زندگی و بینش به هیچ عنوان سازگاری با بنیان ها و دنیای آنان ندارد.از این روی همیشه بر آن بوده اند تا اگر چه نمی توانند این فرهنگ را از بین ببرند ،اما به صورت مستقیم و یا از طریق مزدوران خود،آن را تحریف نموده و از پویایی آن جلوگری نمایند.
متاسفانه نادانی و جهل برخی از دوستداران و پیروان این الهیات ناب اسلامی ،باعث گردیده تا آب در آسیاب دشمنان ریخته و كار آنان سهل گردد.
از این جا ارائه عالمانه فرهنگ انتظار و مهدویت حاضر ضرورتی عینی می یابد، تا این جریان را از آسیب های ناشی از حركت های جاهلانه و سوء استفاده های شیادان حفظ نموده و به مانند همیشه این فرهنگ اصیل اسلامی الهام بخش تمامی آزادی خواهان جهان باشد و به جای سرخوردگی ،امید افزایی رادر جامعه منتظران به همراه بیاورد.
به یقین اگر در جامعه ای علم رشد یافته و تبیین  صحیح و منطقی از دین صورت پذیرد،و پس از بیان اصول و معیار های عالمانه،فرهنگ پرسشگری در میان مردم رواج یابد،كمتر شاهد مكر و حیله مدعیان دروغین وسوء استفاده كنندگان از اندیشه مهدویت خواهیم بود.
از طرف دیگر عالمان دینی و متخصصان در امر مهدویت وظیفه دارند تا علاوه بر تلاش در گسترش فرهنگ اصیل مهدوی، به انحرافات پاسخ داده و در غبار فتنه ها ،حق را بر مردم نمایان سازند  و مردم نیز موظف به تبعیت در امور دینی و معارف الهی از متخصصان این امر كه علمای شیعه می باشند، گردیده اند.  
این نوشتار بر این است تا به یاری خدای متعال ،گوشه ای از انحرافات  یكی  از مدعیان نیابت امام مهدی (علیه السلام) را نمایش دهد. به دلیل نوظهور بودن این جریان در ایران و عدم آگاهی دقیق از منابع و ادعاهای این گروه، شاهد برخی از نقد های اشتباه در این زمینه بوده ایم كه وسیله ای برای تخریب منتقدان را در اختیار طرفداران احمد بصری قرار داده است. لذا در ابتدای مقاله تلاش گردیده است  نگاهی مختصر اما جامع و علمی به این فرد و جریان حامیانش، در اختیار خواننده قرار بگیرد .
 
نسب و مختصری از تاریخچه‌ی زندگی او
احمد بن اسماعیل، در شهر بصره در جنوب عراق متولد و زندگى كرده و تحصیلاتش را تا لیسانس و اخذ مدرك مهندسی معمارى ادامه داده است.
او مدعی است ، در اواخر سال 1999 و در سن 29 سالگی، به امر امام مهدى (علیه السلام)،به نجف هجرت كرده و گمان نمود روش تدریس در حوزه‌ی علمیه داراى خلل بزرگى است. چرا كه در حوزه علمیه، به جای توجه و تمركز بر ثقلین یعنی قرآن كریم و سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله)و ائمه معصومین (علیهم السلام) ؛ به تدریس و آموزش منطق و فلسفه و اصول فقه و علم كلام (عقائد) و فقه (احكام شرعی) و زبان عربى، می‌پرداختند.
او در مورد علنی نمودن دعوتش چنین ادعا می كند :
(( دو روز آخر از ماه رمضان از سال 1424 هـ.ق امام مهدی (ع) به من امر فرمود كه خطابم را متوجه اهل زمین كنم و هر فرقه را با توجه به ویژگی‌هایش بر حسب اوامر امام (ع) مورد خطاب قرار دهم و در روز سوم شوال (مطابق 17 آذر 1381) ، امام مهدی (ع) به من امر فرمود كه انقلاب بر علیه ظالمان را علنی كنم و به بررسی راهكارها بپردازم و كارهای لازم را به سرعت انجام دهم …)) 
مریدانش او را با عنوان احمد الحسن نامگذاری می كنند و علت به كار بردن نام((الحسن))برای او ،استناد به این روایت می باشد.
((وَ یُسَمِّیهِ بِاسْمِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یُكَنِّیهِ، وَ یَنْسُبُهُ إِلَى أَبِیهِ الْحَسَنِ‏ الْحَادِیَ‏ عَشَرَ إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ)) 
در استدلال به این روایت چنین می گویند كه در عباراتش اشاره شده ،او منسوب به امام حسن عسكری (علیه السلام) می باشد و از طریق ایشان به امام حسین (علیه السلام) متصل می شود.  (در ادامه مقاله به نقداین روایت خواهیم پرداخت.)
آن ها شجره نامه ای خود ساخته ارائه داده و نسب او را چنین بیان میكنند:
((احمد فرزند اسماعیل فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان فرزند محمدبن حسن عسكری(مراد امام زمان می باشد) فرزند حسن العسكرى فرزند على فرزند محمد فرزند على فرزند موسى فرزند جعفر فرزند محمد فرزند على السجاد فرزند حسین فرزند على ابن ابى طالب علیهم الصلاة والسلام.))
این نسب نامه ساختگی در حالی است كه، بنابر نظر شیروان الوائلی- وزیر امنیت دولت عراق -و گروهی از طوایف بصره ، او از طایفه ((همبوش))كه یكی از طوایف ((البوسویلم )) است، می باشد.واین طایفه از سادات محسوب نمی گردند. 
 
 برخورد علما با ایشان و عكس العمل احمد بصری
پس از اینكه این فرد ادعای خود را در عراق علنی نمود ،و با كمك گروهی از پیروانش جزوات و كتاب هایی را منتشر كرد، برای گرفتن بیعت از مراجع تقلید و علمای عراق اقدام  نمود،  علما و بزرگان حوزه، پس از بررسی ادعاهای این فرد ،مخالفت خود را با این جریان اعلام كرده  و كتاب های متعددی در بیان انحرافات و رد ادعای او منتشر كردند. 
 از این روی او به تخریب چهره آنان همت داشته و حتی عالم مجاهدی مانند آیت الله سیستانی را كه زعامت شیعیان را به عهده دارند و با تدبیر و در نظر گرفتن مصالح امت اسلام وتشیع، به اداره اوضاع آشفته و پر از آشوب شیعیان عراق پرداخته اند، را عالم آمریكایی معرفی می نمایند.!!!
این فرد همان روشی را در تخریب حوزه های علمیه شیعیان و علمای آن به كار گرفته است ،كه وهابیت سر لوحه فعالیت های ضد شیعی خود قرار داده است.و عجیب اینكه عدم اعتنای بزرگان به خود را دلیل بر حقانیت ادعاهایش می داند .
فعالیت پیروان
پیروان این فرد خود را با عنوان “انصار امام مهدی (علیه السلام) ” یاد كرده و فعالیت خود را به صورت استفاده از فضای مجازی و اینترنت، ساخت برنامه های تبلیغاتی مانند مستند (ظهور كرده) ،  چاپ كتاب و جزوات توسط انتشارات وابسته به جریان احمد با نام (اصدارات الامام المهدی )،تبلیغ چهره به چهره  در محافل عمومی اعم از مدارس ،خیابان و دانشگاهها،شركت در نمایشگاه كتاب فرانكفورت (2012) و بغداد(2012)، تاسیس رادیو ، چاپ ماهنامه صراط مستقیم و هفته نامه منجی(به صورت الكترونیكی)، پیگیری می نمایند.
برخی از ادعاهای این فرد
1.او خود را با چهار واسطه ،فرزند حضرت مهدی (علیه السلام) معرفی می كند.
2.خود را یمانی دانسته ،كه  وظیفه زمینه سازی ظهور را  دارد.
3.معتقد است كه پس از وفات امام زمان (علیه السلام)، به عنوان امام و خلیفه حكومت را به دست می گیرد .
4.خود را دارای عصمت،علم و میراث اهل بیت (علیهم السلام) می داند . 
5.معتقد است كه همان فردی است كه به جای عیسی به صلیب كشیده شده و همراه با انبیای گذشته بوده است . 
6. اعتقاد دارد كه دو فرد با عنوان “دابة الارض” وجود دارد ،یكی از آنها بنابر روایات ،علی (علیه السلام) می باشد كه در زمان رجعت می آید؛دیگری خود اوست كه در آخرالزمان وقبل از حضرت علی (علیه السلا م)  می آید. 
7.خود را یكی از سیصدو سیزده یار  حضرت مهدی  (علیه السلام) می داند .
8.خود را صاحب بیرق رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می داند و دلیلش این است كه بر روی پرچمش نوشته شده است “البیعة لله” !! 
9.علم اصول،فلسفه،منطق ، رجال و سند شناسی را بدعت می داند . 
10.تقلید از مراجع را جایز نمی داند و خود را تنها پاسخ گو معرفی نموده است . 
11.در میان مراجع تنها به امام خمینی (ره ) و شهید سید محمد صدر -صاحب موسوعه امام مهدی- (علیه السلام)،احترام می گذارد. كه البته این مطلب با توجه به دیگر عقاید او، برای مریدانش نیز حل نشده است . 
12.از جمله ادله اثبات خود ، خواب و استخاره  را بیان می كند.و خواب را كوتاه ترین راه اثبات خود می داند. 
13.امر رجعت بعد از تمام شدن حكومت 12 امام (مهدیین)،كه جانشین حضرت مهدی (علیه السلام) بوده اند و اولین این مهدیین ،احمد بصری می باشد ،رخ خواهد داد. 
14. تمامی كتاب های نوشته شده در انتشارات (انصار الامام المهدی ) و سایت رسمی اینترنتی انصار، مورد تایید احمد بصری بوده و آنها را ملاك دعوت خود می داند.  (در نتیجه نمی توانند اشكال های وارد شده به كتب را تنها به انتشارات انصار نسبت دهند .)
نقد
تا كنون كتاب ها و سخنرانی های متعددی در نقد این جریان صورت گرفته است كه بهترین نمونه آن ،كتاب (دعوة احمد الحسن بین الحق و الباطل ) می باشد. لازم به توضیح است كه ،در تحلیل ادعاهای این فرد می توان به بررسی ترتیبی پرداخت بدین صورت كه آنچه را كه از ادله بیان نموده اند به نقد بنشینیم.و یا اینكه به نقد قسمتی از ادله آنها بپردازیم.
در این نوشتار به چند جهت گزینه دوم را برگزیده ایم.
الف) سخن گزافه گفتن مشكل نبوده و این روش در میان تمامی مدعیان مرسوم بوده است كه به اصطلاح از طریق ارائه رطب و یابس و یا آسمان ریسمان بافتن  ،ادعاهای خود را اثبات نمایند.و لازم است كه نقاد تدبیر امر را به دست گرفته و در دام آنها گرفتار نشود و گرنه تمام عمر خود را باید برای تحلیل ادله مدعیان متعدد صرف نماییم.
ب) برخی از مباحث ارائه شده توسط احمد بصری ،توسط علمای گذشته تحلیل شده و پاسخ های متعددی دراختیار محققان قرار دارد ،كه ما را از بحث مجدد بی نیاز می كند. مباحثی مانند :شرعی بودن یا نبودن ارائه خمس به فقها در دوران غیبت ،درستی یا نادرستی بررسی اسناد روایات و بهره گیری از علم رجال،دینی یا غیر دینی بودن مباحث منطق و فلسفه، مباحث رجعت و غیره.
نكته ای كه باید در موضوعات بالا توجه شود این است كه وارد كردن اشكال همیشه راحت بوده  اما در پاسخ به این سوالات باید به ذكر مقدمات و مبانی ای پرداخت كه از حوصله این مقاله و خوانندگان به دور است ،لذا خواننده گرامی را به كتبی كه در این زمینه پرداخته اند ارجاع می دهیم.
ج) این فرد ادعا دارد كه معصوم بوده و دارای علم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می باشد.و تمام ادله او صحیح بوده و امكان رد كردن آنها وجود ندارد. ما نیز از این زاویه كه اگر تعدادی از دلائل او را رد كنیم  و دروغ گو بودن او را اثبات نماییم،توانسته ایم ریشه ادعاهای او را از بین ببریم، به نقد برخی از ادله اش بسنده می كنیم.
در بررسی این فرد به سه محور استفاده از روایات غیر معتبر و جعلی،تقطیع روایات و تحریف معنا و مراد روایت،اشاره خواهیم كرد و برای هر قسمت نمونه هایی را از میان مصداق های های متعدد ذكر خواهیم كرد.
 
نقد و بررسی
1.استفاده از روایات غیر معتبر و جعلی
یكی از مشكلات در حوزه مباحث مهدویت،ساخته شدن روایاتی جهت منافع فرقه ای و نیز پدیدار شدن روایت های تازه یافت در منابع متاخر می باشد. روایت هایی توسط برخی از این نویسندگان نگارش گردیده كه نه تنها دلیلی بر پذیرش آنها وجود ندارد بلكه شواهدی در عدم اعتبارشان موجود است.مدعیان دروغین از این مطلب استفاده كرده و در مسیر پیشبرد اهداف خود این دسته از نشانه ها را پر رنگ نموده اند.
((برای مثال، برای گسترش هرچه بیشتر ادعای مهدویت «عبیدالله المهدی» در آفریقا، داعیان اسماعیلیه بر اساس بعضی روایاتِ منسوب به اهل بیت علیهم السلام كه ظهور مهدی از مغرب خواهد بود، روایاتی جعل كرده و پیش بینی می‌كردند ظهور، در سال غلبه فاطمیان بر آفریقا خواهد بود. آنان از امام هادی علیه السلام روایتی نقل می‌كردند كه فرموده است: «با گذشت چهل و دو سال، بلا و گرفتاری‌ای كه گرفتار آن هستید، رفع خواهد شد» 
مبلغان اسماعیلی برای جلب اقوام بربر و بادیه نشین به مهدویت، احادیثی جعل كردند كه طبق این احادیث، مهدی موعود از بین اقوام شیعه نشین ظهور خواهد كرد. بیشتر این احادیث، ظهور مهدی را از نواحی دور دست كشورها و كناره‌های سرزمین‌های آباد مانند «زاب» در آفریقا و «سوس» در مغرب تعیین می‌كرد )) 
احمد بصری نیز از قافله دیگر مدعیان جا نمانده و در دعوت خود، به برخی روایت های نشانه ظهور استناد نموده است كه هیچ جایگاه علمی ندارد.      به عنوان نمونه:
1.1روایت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مورد ملك فهد
عن مسند احمد عن النبی (صلی الله علیه وآله): یحكم الحجاز رجل اسمه علی اسم حیوان اذا رایته حسبت فی عینه الحول من البعید و اذا اقتربت منه لا تری فی عینه شیئا ،یخلفه له أخ اسمه عبد الله ،ویل لشیعتنا منه- أعادها ثلاثا-بشرونی بموته أبشركم بظهور الحجة ))  
((در مسند احمد بن حنبل آمده است كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: بر حجاز (عربستان) مردی كه اسمش ، اسم حیوان است حكومت می كند (فهد = یوزپلنگ) . اگر از دور به او نگاه كنی درچشمش انحراف (چپی) می بینی ولی اگر به او نزدیك شدی در چشمش مشكلی نمی بینی ، جانشین یا خلیفه اش برادرش كه اسمش عبدالله است خواهد بود . وای بر شیعه ما از دست او ، پس این جمله را سه بار تكرا نمود ، بشارت مرگش  را به من بدهید شما را به ظهور حجت بشارت می دهم .))
استدلال
 ((فهد به معنی یوزپلنگ است و در سال 2005 فهد مرد و حكومت حجاز به برادرش عبدالله رسید . طبق معمول نظام های پادشاهی حكومت از پدر به پسر می رسد ولی در نظام حكومت آل سعود در عربستان این یك استثنا است و حكومت از برادر به برادر می رسد و پیامبر اكرم با این توضیحات، مصداق را دقیقاً روشن فرموده اند. تصاویر انحراف چشمان فهد از دور و عدم انحراف چشمان او از نزدیك نیز در وب سایت انصار موجود است.)) 
همچنین می گویند:
 ((ان شاء الله با این علامات از آیات و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) ،برای همه مشخص شده باشد كه ما در عصر ظهور هستیم .پس قطعا بایستی امام مهدی (علیه السلام) و یا وصی و رسول ایشان و یا امر ایشان ظهور كرده باشند .)) 
شیخ حیدر زیادی صریح تر از متن فوق اشاره می كند كه با توجه به این روایت ،نشانه ظهور احمد بصری تحقق یافته و ظهور امام مهدی (علیه السلام) در حال تحقق است.
نقد
الف)منبع روایت
با توجه به آدرس ذكر شده در منابع تبلیغاتی طرفداران احمد، اولین منبع نقل این روایت، كتاب ((250علامةحتی ظهور الامام المهدی (علیه السلام) )) اثر محمد علی طباطبایی حسنی می باشد ونگارنده نیز در منبع دیگربدان برخورد ننمودم . 
.با مراجعه به كتاب مسند احمد بن حنبل و سایر متون روایی شیعه و سنی ،روشن می شود كه این روایت وجود خارجی نداشته وتا كنون كسی آن  را ذكر نكرده است.جالب  اینكه نویسنده كتاب( 250 علامت)،خود نیز این روایت را در هیچ منبع حدیثی ندیده است و در استناد آن به مسند احمد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) چنین می گوید:
((هذ الخبر  نقله إلیّ أ حد الفضلاء المطلعین)) 
((این خبر را یكی از فضلای مطلع !!! برای من نقل كرده است))
و عجیب است  احمد بصری كه ادعای علم امامت دارد، نتوانسته بفهمد كه این روایت در مسند احمد و هیچ منبع روایی معتبر دیگری وجود ندارد و به نوعی دروغ بستن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) می باشد.
این كتاب نه تنها از منابع دست اول و معتبر نمی باشد ،بلكه مواردی در كتاب وجود دارد كه دلالت بر عدم دقت علمی نویسنده آن دارد .مواردی مانند :توجه به تطبیق گرایی (اگر چه به صورت احتمالی بیان می كند اما در این زمینه افراط دارند) مانند تطبیق لفظ “جهجاه” به محمد رضا شاه پهلوی با این توجیه كه این عبارت برگردان شاهنشاه است !  بیان احتمالی  زمان ظهور ، استفاده از سخنانی با عنوان روایت ،كه در منابع روایی مشابه نداشته و در هیچ منبع روایی قبل از دوران مشروطه نیز وجود ندارد.  مانند : به كار بردن عبارت “طهران ” و بیان خصوصیت  زنان تهرانی در روایتی منسوب به  امام صادق (علیه السلام) .  استفاده از منابع غیر معتبر در مباحث مهدویت مانند :نوائب الدهور ، بیان الائمة سید مهدی نجفی ،عقاید الامامیة سید ابراهیم زنجانی . 
او اعتقاد دارد كه نیازی به بررسی و جدا كردن روایات معتبر از غیر معتبر درمباحث مهدوی و جود ندارد، و با همین نگاه به سخنانی عجیب به نام اهل بیت (علیهم السلام) اشاره می كند و در پایان كتابش با توجه به خوابی كه مادرش دیده است خود را از یاران امام زمان می داند و معتقد است كه در حیات او ظهور اتفاق خواهد افتاد .
ب)محتوا
این روایت هیچ دلیلی بر مدعای احمد بصری نبوده و تنها به صورت كلی اشاره به ظهور حجت میكند .
ومشخص نیست كه انصار و مریدان احمد  ،با چه استدلالی عبارت “حجة” را به او تطبیق می دهند.از طرف دیگر باید مراد از مرگ خلیفه ،مرگ ملك عبد الله باشد نه ملك فهد .چرا كه مطابق با قوانین ادبی باید ضمیر را به نزدیك ترین مرجع آن باز گرداند، و نزدیك ترین مرجع برای ضمیر، نام عبدالله بوده و اگر بخواهیم به روایتی مشابه نیز اشاره كنیم ،شیخ طوسی مرگ حاكمی به نام عبدالله را از نشانه های ظهور دانسته است،نه فردی به نام فهد . 
با این  سخن باید به احمد بصری متذكر شد كه پیش از موعد آمده است و اگر هم بخواهیم روایت منسوب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) را بپذیریم باید صبر كند تا ملك عبدالله از دنیا برود.!!
 
1.2.روایت خلع حاكم مصر
 ((عن علی (علیه السلام) : …..صاحب مصر علامة العلامات وآیته عجب لها إمارات , قلبه حسن ورأسه محمد و یغیر أسم الجد , إن خرج من الحكم فاعلم ان المهدی سیطرق أبوابكم , فقبل أن یقرعها طیروا الیه فی قباب السحاب (الطائرات) أو أئتوه زحفاً وحبواً على الثلج .-الخ-)) 
امام علی ع فرمود : صاحب مصر علامت علامتها است و نشانه او آن است كه دارای امارت (حكومت) است . قلب او حسن است و سر او محمد و نام جدش را تغییر می دهد . اگر بیرون رفت بدانید كه مهدی درهای شما را خواهد كوبید . پس قبل از آن كه درهایتان را بكوبد بسوی او ولو بر روی ابرها پرواز كنید یا سینه خیز بر روی برف (یخ) بشتابید .
استدلال
ادعای این گروه این است كه مراد از پادشاه مصر ،”محمد حسنی سید المبارك” می باشد كه ابتدای نام او محمد،وسط آن حسن ،و با حذف نام جد خود یعنی “سید”،به صورت “محمد حسنی مبارك” خوانده شده و اكنون از حكومت خلع گردیده در نتیجه مهدی باید درب خانه شما را زده باشد ،كه آنهم احمد بصری است.!
نقد
الف)منبع روایت
سایت های رسمی احمد و منابع تبلیغاتی او،آدرس این سخن را  كتاب  “ماذا قال علی (علیه السلام) عن آخر الزمان ” تالیف سید علی عاشور، دانسته اند.در حالیكه اولین منبع این سخن را،كتاب “المفاجأة بشراك یا قدس” تالیف محمد عیسی داود باید ذكر نمود. نقطه اشتراك هردو كتاب ذكر شده در این است، كه هیچكدامشان  از منابع معتبر و مصادر اولیه نقل حدیث نمی باشند و با توجه به اینكه این افراد خود نیز از معاصرین بوده و امیر المومنین (علیه السلام) را درك نكرده اند، باید از منبعی معتبر آدرس دهند ،كه چنین اتفاقی نیز رخ نداده است.
نویسنده كتاب المفاجاة، یكی از روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه مصراست، كه ادعا دارد نزد برخی از اولیاء خدا علوم غریبه را آموزش دیده است. این فرد سنی بوده و نسب خود را به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می رساند.و اعتقاد دارد مقداری از علوم اهل بیت (علیهم السلام)، و به ویژه علومی موجود از علم جفر حضرت علی (علیه السلام) د راختیار پدر ،عمو و خود او قرار دارد. این فرد علم جفر را علم اعداد دانسته ،و با تدوین كتاب هایی و ادعای آموزش در این زمینه، سخنانی را به حضرت علی (علیه السلام) نسبت می دهد كه تا كنون هیچ یك از علمای شیعه و اهل سنت بدان اشاره ننموده اند. در كتاب او  تصریح امام علی (علیه السلام)،به نام كشورهای آمریكا،اسرائیل،نپال،تبت،كره شمالی و جنوبی،اروپا،سنگاپور وغیره   ،و حتی بیان نام انور سادات ، اختلافات در مصر وجریان صلح كمپ دیوید  را میبینیم و در اصل ، هر آنچه را كه در پیرامون ما اتفاق افتاده است را در قالب روایتی از علی (علیه السلام) بیان می كند.! اگر چه این فرد ادعا دارد كه علوم نابی را در اختیار دارد، اما تولد حضرت مهدی (علیه السلام) را در مدینه-نه سامراء- دانسته واو را مطابق با عقاید اهل سنت از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام) می داند. نكته قابل تامل اینكه ،در قسمتی از كتابش پس از بحث از مرگ فردی با نام عبدالله در آخرالزمان، كه در روایت قبل بدان اشاره نمودیم، محبت شدید خود به ملك عبدالله پادشاه عربستان را نمی تواند كتمان نماید و تلاش نموده تا ملك عبدالله پادشاه عربستان را به عنوان انسانی شجاع، ضد آمریكایی و متدین نمایش دهد .!! 
وبسیار جای تعجب دارد كه این فرد با اینكه چنین اطلاعات خاصی را برای خود دانسته، اما خلیفه اول و دوم ،وهمچنین معاویه را از اولیاء خدا و خواص معرفی می كند. و در كتابی دیگر از ایشان كه در مورد امام مهدی (علیه السلام) نگارش نموده است،قذافی را به عنوان یكی از زمینه سازان ظهور معرفی می كند. 
اگر چه این نویسنده ادعا دارد كه مقداری از علم جفر ائمه (علیهم السلام) در اختیار اوست و مطالب خود را دركتابی جداگانه با عنوان ” الجفر، أسرار الهاء فی الجفر  ”  به چاپ رسانده است.اما باید توجه داشت كه یقینا ادعای این فرد اشتباه بوده و  بنابر احادیث اهل بیت (علیهم السلام) كتاب جفر و به دنبال آن علم جفر ذكر شده در روایات، از منابع اختصاصی علوم ائمه (علیهم السلام)می باشد و در اختیار هیچ كس دیگری قرار نمی گیرد .  و آنچه امروزه به عنوان علم جفر آموزش داده می شود ،با علم جفر موجود نزد امامان معصوم (علیهم السلام) متفاوت است . ونمی توان با توجه به علوم غریبه ای كه دراختیار برخی از اولیاء خدا وحتی برخی از شیادان قرار دارد، آنچه را به دست آورده ایم به ائمه(علیهم السلام )نسبت دهیم وبه عنوان روایت نقل كنیم ،چراكه این امر نیز مصداق دروغ بستن به اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.
نكته دیگر در مورد روش كاری این فرد این است كه ،به نسخ خطی ای اشاره دارد كه گویا تنها در دسترس او بوده و گزارش هایی را از آنها عنوان می كند كه ساختگی بودنشان مخفی نیست. یكی از محققان معاصر شگرد برخی از شیادان را چنین توضیح می دهد:
((استناد به آثار مخطوط غیر  رسمی و ناشناخته . از قدیم الایام رسم بر این بوده است كه در این زمینه[ادعاهای ظهور] ،به آثار مخطوطی استناد می شده كه در دسترس عموم قرار نداشته است .برای مثال گفته می شود فلان مطلب را در نسخه ای در  خانه فلان شخص دیده است اما اكنون نمی داند د راختیار كیست؟یا در نسخه ای كهنه آن را دیده است كه در خانه فلان شیخ در فلان شهر دور دست بوده است. در این زمینه آثاری كه به عنوان جفر وجامعه شناخته شده ،گاه منسوب به علی (علیه السلام) یا منسوب به امام صادق (علیه السلام) است، نقش مهمی را بر عهده دارد.غالب این متون برای دیگران شناخته شده نیست ؛ به علاوه نسخه های فراوان و متعدد و متفاوتی كه بیشتر مربوط به علم اعداد و حروف و شامل جدول های عجیب و غر یب نجومی و غیره است ،در دست است كه هیچ گونه نسبت و استناد آنان به قرون اولیه اسلامی هم ثابت نیست چه رسد به معصومین (علیهم السلام). ))
.
ب)محتوا
 برخلاف نظر طرفداران احمد،مراد نویسنده كتاب( المفاجاة)، از عبارت ((إن خرج))، سقوط وخلع نیست تا با سقوط دولت حسنی مبارك منتظر ظهور مهدی (علیه السلام) باشیم ، بلكه این فرد اعتقاد داشته كه صاحب مصر و محمد حسنی مبارك برای زمینه سازی ظهور ،خروج و قیام كرده و از زمینه سازان ظهور مهدی (علیه السلام) می باشد . و مراد از (إن خرج) ،جنبش حسنی مبارك در راستای ظهور می باشد.
او مدعی است كه فرد زمینه ساز ظهور نام جد خود را تغییر می دهد  و صاحب و حاكم مصر است.  همچنین در كتابی دیگر از این نویسنده،حسنی مبارك به عنوان (شیر مصر )معرفی شده و نام او را به صورت رمزی (محمد ح) ذكر می كند. 
افزون بر مطالب گذشته،دلیلی وجود ندارد كه مراد از مهدی در روایت یاد شده ،احمد بصری باشد.
2. تقطیع روایات
گاهی فردی جهت اثبات ادعای خود به قسمتی از  یك روایت اشاره می كند، كه در صورت بیان آن به صورت كامل و تمام، دلیلی بر ادعای آنها نمی باشد. لذا تقطیع و برش زدن روایات، از نمونه شگردهای  مدعیان دروغین بوده و با این عمل راهی برای ادعای خود جستجو می كنند.
احمد بصری نیز در جهت اهداف خود از این شیوه استفاده نموده و برخی از ادله دعوت خود را با این ترفند بیان می كند.
 
2.1. احمد از بصرة  
أن الصادق (علیه السلام) سمی أصحاب القائم (علیه السلام) لابی بصیر فیما بعد فقال (علیه السلام) :….((ومن البصرة أحمد)) 
((امام صادق (علیه السلام) در معرفی یاران حضرت مهدی (علیه السلام) فرمودند:…..در بصره احمد است.))
از جمله روایاتی كه برای اثبات نام احمد در روایات ادعا می شود ،روایت فوق است.آنها مدعی اند كه اهل بیت (علیهم السلام) به نام احمد تصریح كرده اند واین از مصادیق بیان امامت یك امام توسط امام قبل از خود می باشد. 
منبع اصلی این روایت كتاب (دلائل الامامة) می باشد ،و اگرچه در انتساب آن به ( محمد بن جریر طبری) از علمای همعصر شیخ طوسی تردید وجود دارد .  اما قدمت این كتاب، به قرن 5 (ه ق)  رسیده و از منابع متقدم محسوب می گردد.  در تمامی منابع متاخر نیز این روایت را از( دلائل الامامة) نقل نموده اند ، از جمله كتاب ((بشارة الاسلام))  ،كه احمد بصری از این منبع آدرس را ذكر می كند. 
با مراجعه به متن اصلی روایت در می یابیم كه متن آن ابتدا توسط احمد بصری  تقطیع شده و عبارت كامل چنین است:
((وَ مِنَ‏ الْبَصْرَةِ: عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْأَعْطَفِ بْنِ سَعْدٍ، وَ أَحْمَدُ بْنُ مُلَیْحٍ، وَ حَمَّادُ بْنُ جَابِرٍ.)) 
به تصریح روایت، فردی كه با نام احمد از بصره می باشد ،احمد فرزند ملیح است نه فرزند اسماعیل؛ واین روایت نه تنها تصریحی بر نام احمد بن اسماعیل بصری ندارد بلكه دلیلی برای رد ادعای او نیز می باشد.
 
2.2.اولین یار مهدی (علیه السلام» از بصره 
((عن علی (علیه السلام):….. ألا وان أولهم من البصرة)) 
((امیر المومنین (علیه السلام) در خطبه ای فرمودند: اولین یاران مهدی از بصره هستتند.))
در این روایت تصریح شده است كه اولین یاران مهدی (علیه السلام) از بصره می باشند.و چون احمد بن اسماعیل نیز اهل آن دیار است بر او تطبیق می دهند.   
اولین منبعی كه قبل از بشارة الاسلام این روایت را با متن ذكر شده نقل نموده ، كتاب (الزام الناصب ) می باشد.  این كتاب ،روایت را با عنوان (خطبة البیان) و از علی (علیه السلام) نقل می كند .   هردو منبع، نام افرادی را كه به عنوان یار مهدی (علیه السلام) در بصره ذكر شده  ،علی و محارب آورده اند ، كه نه تنها دلالتی بر نام احمد ندارد بلكه ،دروغ گویی او را بیش از پیش بر ما آشكار می نماید.
((الا وان اولهم من البصرة ،و آخرهم من الابدال ،فاما الذین من البصرة فعلی و محارب و….)) 
((اولین یاران از بصره بوده و نامشان علی و محارب است))
 
2.3.پیشگویی سطیح كاهن
((فقال سطیح  :…. فعندها یظهر ابن المهدی )) 
((سطیح كاهن می گوید:در آخرالزمان فرزند مهدی ظهور خواهد كرد.))
استدلال
بنابر این روایت ،ادعا دارند كه با توجه به اینكه احمد فرزند حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد،این سخن به ظهور او اشاره دارد.
نقد
ابتدا باید تذكر داد كه این سخن از یك كاهن نقل شده و اعتبار سخن معصوم (علیه السلام) را ندارد. و به فرض اینكه این خبر درست نقل شده باشد،باز هم بر ادعای احمد دلالت نمی كند .اما نكته مهم تر ،تقطیع دوباره خبری دیگری است كه نشان از راهزنی علمی این گروه دارد.
كهن ترین منبعی كه قسمتی از  عبارت های این خبر را ذكر كرده است كتاب الملاحم ابن المنادی (336 ه)،از محدثین اهل سنت می باشد.  در میان عالمان شیعی نیز اولین منبع نقل این خبر كتاب مشارق انوار الیقین اثر حافظ رجب برسی ( 813 ه) بوده،  و تمام منابع متاخر دیگر مانند( بحار الانوار) از این كتاب نقل می كنند. 
پس از مراجعه به كتاب (مشارق انوار الیقین) ،و مصدر نقل (بشارة الاسلام)، كه كتاب( بحار الانوار) می باشد، متوجه می شویم كه در بشارة الاسلام اشتباه چاپی رخ داده وعبارتی از قلم افتاده است و متن صحیح خبر چنین می باشد :
((فعندها یظهر ابن النبی المهدی‏)) 
((در آخرالزمان فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، یعنی حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور خواهد كرد.))
و این همان اعتقاد تمامی مسلمانان جهان است كه روزی حضرت مهدی (علیه السلام) كه از نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد ظهور خواهد كرد .
 
برخی از مبلغان این گروه ،ادعا می كنند شاید در نسخه ای خطی عبارت به صورت (ابن المهدی ) باشدو نسخه موجود نزد صاحب كتاب بشارة الاسلام نیز با عبارت (ابن المهدی ) بوده است.!! 
 این گروه ،نه تنها دلیلی بر این مدعا ذكر نمی كنند،و نسخه ای را كه چنین عبارتی داشته باشد در اختیار ندارند ، بلكه با توجه به اینكه عبارت كتاب (بشارة الاسلام) از (بحار الانوار) بوده  و تمامی نسخ (بحار الانوار) و (مشارق انوار الیقین) ، به صورت (ابن النبی المهدی ) آمده است، تردیدی در اشتباه این گروه باقی نمی ماند. و اگر چه ممكن است برخی از الفاظ نقل شده در( بحار الانوار )و( مشارق انوار الیقین) با یكدیگرتفاوت داشته باشد، اما از قضا در این عبارت، هیچ نسخه ای با نسخه دیگر تعارض و تفاوت ندارد.
 
3.تحریف
احمدو یارانش به جهت اثبات ادعای خود، به تغییر معنا در روایات روی آورده و اخباری را كه ارتباط با آنها ندارد و در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) نقل شده است را به خود نسبت می دهد .در این جا به تعدادی از برداشت های غلط این گروه اشاره می كنیم:
 
3.1.نام مخفی و نام آشكار
 ((قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ هُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی فِی آخِرِ الزَّمَانِ أَبْیَضُ اللَّوْنِ مُشْرَبٌ بِالْحُمْرَةِ مُبْدَحُ الْبَطْنِ‏ عَرِیضُ الْفَخِذَیْنِ عَظِیمٌ مُشَاشُ الْمَنْكِبَیْنِ‏  بِظَهْرِهِ شَامَتَانِ شَامَةٌ عَلَى لَوْنِ جِلْدِهِ‏ وَ شَامَةٌ عَلَى شِبْهِ شَامَةِ النَّبِیِّ ص لَهُ‏ اسْمَانِ‏ اسْمٌ یَخْفَى وَ اسْمٌ یَعْلُنُ فَأَمَّا الَّذِی یَخْفَى فَأَحْمَدُ وَ أَمَّا الَّذِی یَعْلُنُ فَمُحَمَّدٌ –الخ-)) 
((امیر المؤمنین علیهم السّلام بر فراز منبر فرمودند: از فرزندان من در آخر الزّمان فرزندى ظهور كند كه رنگش سفید متمایل به سرخى و سینه‏اش فراخ و رانهایش سطبر و شانه‏هایش قوى است و در پشتش دو خال است، یكى به رنگ پوستش و دیگرى مشابه خال پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و دو نام دارد، یكى نهان و دیگرى آشكار، امّا نام نهان احمد و نام آشكار محمّد است‏.))
استدلال
اعتقاد دارند كه مراد از عبارت(اسم) در این جا (شخصیت) می باشد، و نمی توان آن را حمل بر معنای حقیقی (اسم) كه (نام افراد) می باشد ،نمود.از این روی مدعی هستند كه در روایت به شخصیت مخفی و گمنام احمد در برابر شخصیت آشكار و شناخته شده حضرت مهدی (علیه السلام) اشاره شده است.
نقد
بسیار عجیب است، این افراد درتعیین مصداق برای صفات ذكر شده در  ابتدای روایت تصریح می كنند، كه این خصوصیات اختصاص به امام مهدی (علیه السلام) دارد ،و علی (علیه السلام) در مقام بیان خصوصیات جسمانی حضرت مهدی (علیه السلام) هستند ،اما ادامه روایت را بدون دلیل اشاره به دو فرد می دانند . 
اشتباه این گروه در استدلال به  روایت بر كسی پوشیده نیست و  استدلال آنان جز عدم اطلاع از فقه الحدیث و درك متن نمی باشد.
همانگونه كه در ابتدای روایت بیان شده است ،امام علی (علیه السلام) تمامی این خصوصیات و عبارت نام آشكار و مخفی را برای یك فرد ذكر كرده اند ،نه دو نفر؛و از عبارت هایی مفرد مانند :((یخرج رجل) ،)له)،(رایته) و (یده)، استفاده نموده اند.
 به یقین امام علی (علیه السلام) دو اسم را برای یك فرد بیان نموده اند.ومرادشان در این روایت حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد.وممكن نیست كه علی (علیه االسلام) ،خصوصیات یك نفر را بیان كند و در مورد یك فرد سخن بگوید اما در مقام تطبیق،  انتهای كلام ایشان را، بدون دلیل  به دونفر نسبت بدهیم.
مراد از اسم مخفی نیز این است كه عموما مردم حضرت مهدی (علیه السلام) را با نام (محمد) می شناسند و كمتر از نام (احمد ) استفاده می كنند. و عبارت (یخفی ) به  نام كم استعمال و غیر معروف ترجمه می شود.
علیرغم تصریح احمد و مبلغان این گروه، كه عبارت(اسم) معنای حقیقی اش (نام ) بوده نه (شخصیت)،  اما  با تمسك به توجیهی عجیب ،از معنای حقیقی (نام) پرهیز كرده  و به معنای مجازی( شخصیت) روی می آورند .یكی از آنان  می گوید:
((فلو كان المراد اللفظ فهو قد ذكره فی نفس الروایة و فی نفس الموضع بقوله (فاحمد)، إذن لابد أن یكون المراد  خفاء شخص القائم علی الناس  )) 
((اگر مراد از( اسم) در روایت( نام )بود ،چرا آن را عنوان كرده اند. پس مراد شخصیت مخفی می باشد ))
در عبارت های گذشته توضیح دادیم كه با توجه به  عبارت های كه به صورت مفرد وبرای یك فرد به كار برده شده است  ،امكان ندارد مراد حضرت علی (علیه السلام) دو نفر باشد و به هر صورت روایت بر یك نفر دلالت دارد و خصوصیات یك فرد را مطرح نموده است. و به هیچ ترفندی نمی توان مراد از ضمیر مفرد را جمع یا مثنی گرفت. 
 در پاسخ به این توجیه  نیز این دسته از روایت ها را اشاره می كنیم كه اگر چه برخی از روایات ، دستور به حرمت نام بردن از اسم حقیقی حضرت مهدی (علیه السلام) را داد ه اند  ،اما در اخبار بدان نام تصریح شده است . پس نمی توان گفت چون امام علی (علیه السلام)، در این جا نام مخفی را ذكر كرده ، دیگر مخفی نیست.چرا كه استعمال آن به قدری در میان مردم كم است كه از آن به نام مخفی و كم استعمال اشاره شده است. و همین سوال –كه اگر هدف مخفی بودن نام بوده چرا در روایات ذكر شده است – در بحث همانندی نام حضرت مهدی (علیه السلام) با نام پیامبر (صلی الله علیه و آله )نیز باقی است ، كه در توجیه آن ، علمای بزرگوار توضیحاتی را فرموده اند .
 
3.2.شباهت كنیه امام مهدی (علیه السلام) با نام عمویش
((عِیسَى الْخَشَّابِ قَالَ: قُلْتُ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟
قَالَ: لَا، وَ لَكِنْ صَاحِبُ الْأَمْرِ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ، الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ، الْمُكَنَّى‏ بِعَمِّهِ‏، یَضَعُ سَیْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِیَةَ أَشْهُر)) 
((عیسى خشّاب گوید: به امام حسین علیه السّلام گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: خیر، و لیكن صاحب الامر طرید و شرید و خونخواه پدرش و داراى كنیه ای با اسم عمویش مى‏باشد او شمشیرش را هشت ماه روى دوش خود مى‏نهد.))
استدلال
كنیه امام مهدی (علیه السلام) ،ابوالقاسم بوده وایشان نمی تواند كنیه ای مطابق با اسم  عمویش ،عباس بن علی بن ابی طالب (علیهما السلام) داشته باشد،لذا روایت اشاره به فردی دارد كه كنیه اش (ابو العباس) بوده و آن فرد احمد است. 
احمدبصری  نیز در مورداین روایات و تبیین (المكنی بعمه) می گوید:
((والمراد من الكنیة هنا، أی: أبو فلان. و عمه المقصود فی الروایة العباس بن علی (علیه السلام)) 
((مراد از كنیه این است كه بگویی:ابو فلان،و مراد از عمو در این روایت حضرت عباس بن علی (علیه السلام) می باشد.))
نقد
باید توجه كرد كه احمد بصری ،دلیلی در اثبات ادعای خود- كه مراد از المكنی بعمه ،عباس بن علی (علیهما السلام) است– ذكر ننموده است. وبا توجه به احتمالات می توان مراد از (عمه) را ،امام حسن مجتبی (علیه السلام) و دیگر برادران امام حسن عسكری (علیه السلام) -از جمله جعفر – دانست.
مطابق با مبانی علم حدیث و بیان نورانی امام علی (علیه السلام)،در تحلیل اخبار اهل بیت (علیهم السلام) ،باید به روایات هم خانواده آن نگریست تا بتوان روایت مجمل را تبیین صحیح نمود.وبه تعبیر دیگر همانگونه كه در تفسیر آیات قرآن،از آیات دیگر كمك گرفته می شود ،در تبیین روایات نیز همین روش استفاده می گردد. 
با این وصف و با توجه به روایات دیگر ،پیام این حدیث كاملا روشن بوده ودر میان احتمالات داده شده ،مراد از عمه ،جعفر برادر امام حسن عسكری و عموی امام مهدی (علیه السلام) می باشد .
در نقل شیخ صدوق از امام حسن عسكری (علیه السلام)،مطلب فوق تبیین گردیده و امام مهدی (علیه السلام) دارای دو كنیه می باشد، و گاهی او را به (ابوالقاسم) و گاهی به( ابو جعفر) صدا زده اند.  
ایشان می فرماید:
((حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ النَّیْسَابُورِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْمُنْذِرِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ أَبِی الْفَتْحِ قَالَ: جَاءَنِی یَوْماً فَقَالَ لِیَ الْبِشَارَةُ وُلِدَ الْبَارِحَةَ فِی الدَّارِ مَوْلُودٌ لِأَبِی مُحَمَّدٍ ع وَ أَمَرَ بِكِتْمَانِهِ قُلْتُ وَ مَا اسْمُهُ قَالَ سُمِّیَ بِمُحَمَّدٍ وَ كُنِّیَ بِجَعْفَر.)) 
((حسن بن منذر گوید: روزى حمزة بن أبى الفتح به نزد من آمد و گفت:
مژده كه روز گذشته براى امام حسن عسكرى علیه السّلام در سرا فرزندى متولّد گردید و او فرمان داد كه كودك را پنهان دارند، گفتم: نام او چیست؟ گفت: او را محمّد نامیده‏اند و كنیه‏اش ابو جعفر است.))
در عبارتی دیگر نیز این مطلب تصریح شده و می فرمایند:
((وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ حَبَّابٌ‏  حَدَّثَنِی أَبُو الْأَدْیَانِ قَالَ قَالَ عَقِیدٌ الْخَادِمُ وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ خَیْرَوَیْهِ التُّسْتَرِیُّ وَ قَالَ حَاجِزٌ الْوَشَّاءُ كُلُّهُمْ حَكَوْا عَنْ عَقِیدٍ الْخَادِمِ وَ قَالَ أَبُو سَهْلِ بْنُ نَوْبَخْتَ قَالَ عَقِیدٌ الْخَادِمُ‏ وُلِدَ وَلِیُّ اللَّهِ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ غُرَّةَ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ یُكَنَّى‏ أَبَا الْقَاسِمِ‏ وَ یُقَالُ أَبُو جَعْفَرٍ وَ لَقَبُهُ الْمَهْدِیُّ ..)) 
((و ابو سهل بن نوبخت گوید: عقید خادم مى‏گوید: ولىّ خدا حجّة بن الحسن- صلوات اللَّه علیه- در شب جمعه اوّل ماه رمضان سال دویست و پنجاه و چهار هجرى به دنیا آمد و كنیه او ابو القاسم و ابو جعفر و لقبش مهدى است ))
 
3.3 انتساب خود به امام حسن عسكری (علیه السلام) وبه كار گیری عنوان” الحسن” 
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به مفضل بن عمر و در مورد ویژگی های زمان ظهور فرمودند:
((صَاحَ صَائِحٌ بِالْخَلَائِقِ مِنْ عَیْنِ الشَّمْسِ‏ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ‏ یَسْمَعُهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏ یا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ هَذَا مَهْدِیُّ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ یُسَمِّیهِ بِاسْمِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یُكَنِّیهِ بكنیته ، وَ یَنْسُبُهُ إِلَى أَبِیهِ الْحَسَنِ‏ الْحَادِیَ‏ عَشَرَ إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ- بَایِعُوهُ تَهْتَدُوا، وَ لَا تُخَالِفُوا أَمْرَهُ فَتَضِلُّوا.)) 
((گوینده‏اى از چشمه خورشید بزبان عربى فصیحى بانگى میزند كه اهل آسمانها و زمین آن را میشوند، و میگوید: اى مردم عالم! این مهدى آل محمد است و او را بنام و كنیه جدش پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله میخواند و بپدرش حسن علیه السّلام امام یازدهم تا حسین بن على صلوات اللَّه علیهم اجمعین نسبت میدهد. آنگاه گوینده میگوید: با وى بیعت كنید كه رستگار میشوید و مخالفت امر او ننمائید كه گمراه خواهید شد.))
استدلال 
پیروان احمد بصری او را با عنوان (احمد الحسن)، نام برده و معتقدند بنابر این روایت او  از طریق امام حسن عسكری (علیه السلام) به خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) متصل می شود.
نقد
استدلال به این روایت ،عدم دقت و اطلاع  این گروه را یادآور شده و با اینكه بنابه تصریح احمد بصری  ،كنیه خود را ابوالعباس دانسته نمی توان كنیه ذكر شده در روایت را كه (ابوالقاسم) است ، به او نسبت داد؟! در نتیجه این روایت تصریح به نام حضرت مهدی (علیه السلام) دارد كه بنابر روایات نامشان همنام رسول خدا(صلی الله علیه و آله)،و كنیه ایشان كنیه جد بزرگوارشان می باشد.  
افزون بر سخن فوق ،عبارت های قبل و بعد روایت ،با وجود حضرت مهدی (علیه السلام) مطابقت دارد .در روایت تاكید می كند این فرد در تاریخ( 257 ه) متولد شده  و در بین ركن و مقام با او بیعت شده و سیصدو سیزده یار دارد ،و امام حسین (علیه السلام) او را همراهی می كند.  در فرازی دیگر از روایت نیز  بحث ندای به نام و كنیه ایشان را كه مطابق با نام و كنیه رسول خداست ،مطرح نموده كه با این قسمت اشاره شده از روایت همسو می باشد. 
 
نتیجه
در جمع بندی آنچه گذشت جای تردید باقی نمی ماند كه احمد بصری و طرفدارانش همانند دیگر مدعیان دروغین از روش های استفاده از روایت های غیر معتبر ،تقطیع و گزینش روایت و تحریف و دستكاری محتوای آن سود جسته و سعی بر اثبات ادعای خود نموده اند .و  جهت بیان دروغ گو بودن این فرد تنها به مواردی از ادله مطرح شده در دعوت این فرد اشاره نمودیم ،تا روش  باطل و شگردهای استدلال به دعوت در این گروه را تا حدی نمایان سازیم .
 
 
 
منابع و مآخذ
1.    ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة، محقق علی اكبر غفاری، تهران، صدوق، چاپ اول، 1397ق.
2.    ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، مهدی لاجوردی، تهران، نشر جوان، 2 جلد، چاپ اول، 1378.
3.    ابن بابویه، محمد بن علی، كمال الدین و تمام النعمة، علی اكبر غفاری، تهران، اسلامیه، 2جلد، چاپ دوم، 1395ق.
4.    ابن منظور،محمد بن مكرم،لسان العرب ،بیروت،دار صادر،چاپ سوم ،1414
5.    خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الكبری، بیروت، البلاغ، چاپ اول، 1419ق.
6.    طبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، قم، بعثت، چاپ اول، 1413ق.
7.    طوسی، محمد بن الحسن، كتاب الغیبة للحجة، محقق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، المعارف الاسلامیة، چاپ اول، 1411ق.
8.    طهرانی، آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت، دارالأضواء، 26ج، چاپ سوم، 1403ق.
9.    كلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، علی اكبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالكتب الإسلامیة، ج8، چاپ چهارم، 1407ق.
10.    مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 111ج، چاپ دوم، 1403ق.
11.  طبرسی ،احمد بن علی ،الاحتجاج علی اهل اللجاج،مشهد،نشر مرتضی ،چاپ اول ،1403ق.
12. الطباطبائی الحسنی ،محمد علی ،250 علامة حتی ظهور الامام المهدی (علیه السلام) ،بیروت،موسسة البلاغ،چاپ دوم ،1429ق.
13. برقی،احمد بن محمد،المحاسن،قم، دارالكتب الاسلامیة،چاپ دوم،1371ق .
14. : حلى، رضى الدین على بن یوسف بن المطهر،العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة،قم ،كتابخانه آیت الله مرعشی نجفی،چاپ اول ،1408 ق.
15.  داود،محمد عیسی،المفاجأة بشراك یا قدس،بی جا،مدبولی الصغیر،بی تا.
16. داود ،محمد عیسی،المهدی المنتظر علی الابواب،بیروت،دارالمهدی ،بی تا.
17.  صفار،محمد بن حسن،بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم‏،قم،مكتبة آیت الله المرعشی النجفی،چاپ دوم ،1404 ق.
19. جعفریان ،رسول،مهدیان دروغین ،تهران،نشر علم ،چاپ اول ،1391 ش .
20 . آل السید حیدر الكاظمی ،السید مصطفی ،بشارة الاسلام فی ظهور صاحب الزمان ، بی جا ،آل البیت ،بی تا.
21.  بحرانی ،سید هاشم ،المحجة فیما نزل فی القائم الحجة،تحقیق محمد منیر المیلانی،بی تا ،بی جا.     
22. حائری یزدی ،علی ، إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏ ،بیروت،موسسة الاعلمی ،چاپ اول ،1422 ق.
23. شهبازیان، محمد ،تاملی نو در نشانه های ظهور(1)، قم،بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(علیه السلام)، چاپ اول ،1389 ش.
24. حسینی قزوینی،محمد،نقد كتاب اصول مذهب الشیعة ،قم ،موسسه تحقیقاتی ولی عصر (علیه السلام) ، چاپ اول ،1430 ق.
25. ابن بابویة ،علی بن الحسین ، الإمامة و التبصرة من الحیرة ،قم ،مدرسة الامام المهدی (علیه السلام) ،چاپ اول ،1404ق .
26. حلی ،حسن بن سلیمان ، مختصر البصائر، قم ، نشر الاسلامی ، چاپ اول ،1421ق.
27. ابن طاوس ,علی بن موسی ، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن‏ ،موسسة صاحب الامر (علیه السلام) ، چاپ اول ،1416ق.
28. مرندی ،شیخ ابوالحسن، مجمع النورین وملتقی البحرین،متن كتاب موجود در سایت كتابخانه دیجیتال موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت ،به آدرس: http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/37777/
29. ابن المنادی ،احمد بن جعفر ،الملاحم،قم ،دارالسیرة ،چاپ اول ،1418ق .
30. برسی ،رجب بن محمد ، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه السلام‏ ،بیروت ،موسسة الاعلمی ،چاپ اول ، 1422 ق .
31. سلیمیان ، خدا مراد ، درسنامه مهدویت ،قم ،بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (علیه السلام)،چاپ اول ،1385 ش.
32.  ترابی شهرضایی، اكبر، پژوهشی در علم رجال، قم، اسوه، چاپ اول، 1387ش.
33. حسینی جلالی، محمد حسین،فهرس التراث الشیعه،قم ،دلیل ما،
چاپ اول ،1380 ش.
34. طهرانی ،آقا بزرگ،الذریعة فی تصانبیف الشیعة،بیروت ،دارالاضواء،چاپ اول ، 1430ق. 
كتاب های چاپ شده در انتشارات طرفداران احمد بصری، با عنوان (إصدارات انصار الامام المهدی )
1.احمد بن اسماعیل ،الجواب المنیر ،انتشارات انصار الامام المهدی .
2. همان،المتشابهات 
3. همان ،الوصیة المقدسة 
4.همان ، با همكاری علاء السالم،الرجعة ثالث ایام الله الكبری 
5. همان ،وصی و رسول الامام المهدی فی التوراة و الانجیل و القرآن 
6. همان ،نصیحة الی طلبة الحوزات العلمیة 
7. زیادی ، حیدر ،یمانی موعود حجت الله.
8. واحد تحقیقات انتشارات انصار الامام المهدی ،ادله جامع یمانی 
9.واحد تحقیقات انتشارات انصار الامام المهدی ،برخی علائم ظهور مهم محقق شده.(جزوه آموزشی)
10. العقیلی ، ناظم ، الرد الحاسم فی منكری ذریة القائم
11.الدیراوی ،عبدالرزاق،دعوة السید احمد الحسن هی الحق المبین ،
12.الحطاب،احمد ،دابة الارض و طالع المشرق ،
13.زیادی ،حیدر،الیمانی الموعود حجت الله 
نشریات 
1.طبسی ،نجم الدین، حكم تسمیه و ذكر نام شریف حضرت ولى عصر(علیه السلام) ، فصلنامه علمی ترویجی انتظار موعود ، ش3 ،بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (علیه السلام) ،بهار 1381ش.
2.عرفان ،امیر محسن ،بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویت و گرایش مردم به آنان،فصلنامه علمی ترویجی انتظار موعود ،ش 30،بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (علیه السلام)،پاییز 1388 ش.
3.صفری فروشانی ،نعمت الله ،((محمد بن جریر طبری آملی و دلائل الامامة ))، فصلنامه علوم حدیث،سال دهم ،شماره37و38،قم ،موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث ،پاییز و زمستان 1384
4.انصاری ،محمد رضا،((طبری سوم ودلائل الامامة ))،ماهنامه كیهان اندیشه،شماره 58، قم،موسسه كیهان ،1373 ش .
5.آیتی ،نصرت الله ،((نقد و بررسی آراء مدعیان مهدویت: با تكیه بر آراء احمد الحسن  ))،فصلنامه علمی –پژوهشی مشرق موعود،ش 25 ،قم ،موسسه آینده روشن (پژوهشكده مهدویت )، تابستان 1392  ش.
اینترنت
سایت خبر آنلاین،به آدرس : khabaronline.ir 
سایت روزنامه الشرق الاوسط به آدرس: www.aawsat.com 
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع : فصلنامه علمی-پژوهشی مشرق موعود  شماره 27 
.

المهدیون

پایگاه خبری تحلیلی فتن

www.fetan.ir

یمانی دروغین

.

.

.

تشیع انگلیسی - کلیک کنید!

میثم در تاریخ 11ام ، تیر 1394:

خیلی عالی..!!

[پاسخ]

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
تازه های فتن