امروز: چهارشنبه 1 آبان 1398
-------------------------- تبلیغات

کد خبر: 8997
تاریخ انتشار: 2:05 ق.ظ - سه شنبه 1394/04/9
چاپ این پست
حجت الاسلام بهمن شریف زاده

با نگاه منسوب به انجمن حجتیه، از اول نباید حرکتی برای برپایی حاکمیت عدل انجام می گرفت و انقلابی آغاز می شد در حالیکه از منظر دکتر احمدی نژاد انقلاب اسلامی افزون بر این که آغازش ضرورت داشت، ادامه اش تا هنگام ظهور هم ضرورت دارد. اکنون باید از کسانی که انقلاب را با برپایی نظام جمهوری اسلامی، پایان یافته تلقی می کنند، پرسید که آیا افکار شما به انجمن حجتیه نزدیکتر است یا افکار دکتر احمدی نژاد؟

به گزارش فتن٬ متن زیر گفتگو با حجت الاسلام بهمن شریف زاده در مورد گفتمان دکتر محمود احمدی نژاد نسبت به مسئله منجی و ظهور است:

چرا دکتر احمدی نژاد مباحث مهدویت و ظهور را به صورت گسترده مطرح کرد و از انسان کامل و ظهور مهدی ع در سازمان های بین المللی سخن به میان آورد؟
طرح گسترده مباحث مهدویت در دولت نهم و دهم به علت توجه ویژه دکتراحمدی نژاد به مهم ترین آرمان انقلاب بود. ما از معمار بزرگ انقلاب، امام خمینی ره آموختیم که انقلاب اسلامی مقدمه و زمینه ساز ظهور مهدی ع است. امام ره انقلاب را با ایمان راسخ به ولایت مهدی ع آغاز کرد و مهدی ع را صاحب اصلی این حرکت می دانست. ولایت فقیه از نگاه امام ره زعامت نایبان مهدی ع در دوره غیبت است تا جامعه بشری برای ظهوراو آماده شود. انقلاب اسلامی و زعامت ولی فقیه از نگاه امام ره بسترساز ظهور مهدی ع است و دقیقا به موجب همین نگاه، ظهور منجی را غایت انقلاب اسلامی می دانیم. با توجه به این نگاه است که موعودگرایی امام خمینی ره را از موعودگرایی منسوب به انجمن حجتیه جدا می کنیم؛ چرا که آنچه به انجمن حجتیه نسبت داده می شود، مخالفت با تلاش و مبارزه برای برپایی هرگونه حاکمیت دینی پیش از ظهور است درحالیکه امام بر این باور بود که برای ظهور منجی باید زمینه های لازم را با مبارزه و برپایی حکومت عادلانه فراهم کرد، پس انقلاب از نگاه امام مجاهدتی برای ساختن زمینه ظهور بود. با این ترتیب طبیعی است که اگر کسی مهدویت را غایت انقلاب نداند با اساسی ترین اندیشه سیاسی امام ره آشنا نیست. حال می توان به پرسش پیشگفته اینگونه پاسخ داد که وقتی مهدویت و ظهوررا غایت اصلی انقلاب بدانیم، باید بیش از هر موضوعی به آن توجه کنیم. به عبارت دیگر افزایش توجه و طرح گسترده مباحث مهدویت از سوی دکتر احمدی نژاد، مقتضای غایت دانستن مهدویت و ظهور برای انقلاب اسلامی است. بی توجهی یا کم توجهی به غایت، انقلاب را از ریل خویش، خارج می سازد؛ زیرا در هر حرکتی، ایمان و توجه به غایت است که ایمان و اشتیاق به حرکت و صحت و درستی مسیر حرکت را رقم می زند.غایت و هدف را با توجه به تأثیرش بر حرکت، علت غایی می نامند. آنها که به بحث مهدویت اعتنای چندانی در مسیر سیاسی ایران و جهان ندارند، آن را غایت انقلاب نمی دانند. برخی از آنها غایت انقلاب را برقراری نظام جمهوری اسلامی پنداشته و برای همین، پیروزی انقلاب در بهمن 1357 را پایان انقلاب می پندارند در حالی که امام ع به دفعات از صدور انقلاب یاد می کرد که این، گویای پایان نیافتن انقلاب است. مهدویت نزد این گروه به اندازه موضوعی در جلسات اعتقادی و ذکر توسلی در جلسات دعا و انابه قابل طرح است، از این رو با طرح گسترده آن در جامعه به ویژه جامعه بین الملل مخالفت می کنند. برخی دیگر از کسانی که مهدویت را غایت انقلاب نمی دانند، نگاه فرآیندی به مهدویت نداشته و با آن به منزله یک طفره برخورد می کنند؛ از این رو نمی توانند تحلیلی از حرکت تاریخی جامعه بشری در مسیر ظهور داشته باشند. بنابراین اگر ظهور درمرتبه غایت انقلاب باور شود، گسترش مباحث آن از مهم ترین تکالیف انقلاب خواهد بود. خرده گرفتن بر گسترش مباحث مهدویت، فقط در صورتی پذیرفتنی است که مهدویت و ظهور را غایت انقلاب ندانیم در حالیکه دکتر احمدی نژاد، مهدویت را غایت اصلی انقلاب می داند و نگاهی فرآیندی به ظهور مهدی ع دارد؛ از این رو مهدویت و ظهور را در ادامه حرکت امام خمینی ره از انزوای جلسات اعتقادی و دعا و انابه به ساحت سازمان های جهانی کشاند و افزون بر طرح آن به عنوان سرنوشت تابناک بشریت، از برخی تحولات پیش رو در فرآیند ظهور سخن گفت. نزدیک شدن انسان ها به یکدیگر، پیدایش همدلی جهانی، مدیریت مشترک همه ملت ها بر جهان و… حکایتی از واقعیات پیش رو و وظیفه مردم جهان در این فرآیند است؛ چنانکه آرزوی تشکیل حزب جهانی مستضعفان و صدور انقلاب و پیش بینی اضمحلال کمونیست و کاپیتالیسم از سوی امام خمینی ره تصویری از برخی مقاطع این فرآیند بود.

حجت الاسلام بهمن شریف زاده

حجت الاسلام بهمن شریف زاده

منظور از نگاه فرآیندی به ظهور چیست؟ لطفا تفاوت این نگاه با نظرات دیگر درباره ظهوررا بیشتر توضیح دهید
موضوع ظهورمنجی را می توان از مهم ترین موضوعات مربوط به مهدویت دانست. موضوعی که در تبیین آن با تفاسیر متعدد و مختلفی روبه رو هستیم. برخی درباره ظهور، تصوری بیش از یک طفره در آینده جهان ندارند. آنها تصوری از تحولات محتمل جهان تا ظهور منجی نداشته و برای شناسایی آن، کوشش هم نمی کنند. تحولات پیشگفته چه بسا به ذهن آنها خطور هم نکرده باشد یا هر تلاشی را برای شناخت این تحولات، بیهوده بدانند. از این رو گفته شد تصور آنها از ظهور، بیش از یک طفره در آینده جهان نیست؛ زیرا با آن به منزله یک طفره برخورد می کنند؛ از این رو نمی توانند تحلیلی از حرکت تاریخی جامعه بشری در مسیر ظهور داشته باشند. آنها وقایع جهان در طول تاریخ را وقایع از هم گسسته دیده و تحلیلی از ارتباط آنها با مسأله ظهور ندارند. طفره چیست؟ انتقال از یک نقطه به نقطه دیگر بدون آنکه حرکتی انجام شده و مسیری پیموده شود، که این، بی شک محال و ناممکن است. حال اگر هیچ تفسیری از روند حرکت جامعه تا ظهور بقیة الله نداشته باشیم، فقط پنداری طفره گونه از ظهور خواهیم داشت اگرچه طفره را محال بدانیم. این در حالی است که برخی مانند دکتر احمدی نژاد، نگاهی فرآیندی به مسأله ظهور داشته و تحولات گذشته و آینده را در فرآیند ظهور تحلیل می نمایند. آنها ظهور را فرآیند نمایان شدن کمالات الاهی می دانند که با نظم الاهی در حال وقوع است و در مقطعی به نمایان شدن انسان کامل دربرابر دیدگان آحاد مردم خواهد انجامید. تحولات جهان از این نگاه در پیوند کامل با ظهور و بلکه مقدمات ظهور و بلکه مقاطع ظهور است، بنابراین باید درصدد کشف نظم موجود بین این تحولات بود تا بتوان وظیفه یک منتظر حقیقی را به درستی انجام داد. اگر انسان ها را مکلف به زمینه سازی برای ظهور بدانیم، چاره ای جز تلاش برای درک این فرآیند نداریم؛ چرا که تنها با درک این فرآیند می توانیم در مسیر آن حرکت کنیم. آنها که درک فرآیندی از مسأله ظهور ندارند چه بسا با برنامه ای نادرست در خلاف جهت فرآیند حرکت کرده و منزوی شوند. دکتر احمدی نژاد کوشید تا مهدویت و ظهور را در فضای فکری جامعه به جایگاه واقعی خودش که غایت انقلاب است، بازگرداند و نگاهی فرآیندی از ظهور منجی در ایران و جهان ایجاد کند. اما آنها که تحلیلی فرآیندی از ظهور ندارند، تصویری فراتر از طفره ندارند و چه بسا وقتی با تحلیلی فرآیندی از ظهور روبه رو می شوند، آن را تعیین وقت برای ظهور می پندارند در حالی که تصویر اجمالی از تحولات جهان و مقاطع اجتماعی آینده تا هنگام ظهور، تعیین وقت برای ظهور نیست، بلکه تصویری فرآیندی از ظهور است؛ برای مثال اگر ظهور را وابسته به نزدیک شدن مردم جهان به یکدیگر و پیدایش همدلی جهانی بدانیم، و آنگاه با نزدیک شدن مردم جهان به یکدیگر از نزدیک شدن به ظهور بگوییم، تعیین وقت برای ظهور نکرده ایم، بلکه تنها فرآیندی اجمالی برای ظهور تصویر کرده ایم که با پیدایش برخی از تحولات پیش بینی شده در آن، به ظهور نزدیک تر از گذشته شده ایم همچنانکه با گذشت زمان و بدون داشتن تصویری از تحولات پیش رو نیز به ظهور نزدیکتر می شویم با این تفاوت که در صورت داشتن تصویری از تحولات پیش رو می توانیم وظیفه خویش را به عنوان یک منتظر واقعی به درستی تشخیص داده و در جهت مسیر فرآیند حرکت کرده و شتاب بگیریم تا آنجا که در این مسیر پیشرو و جلودار شویم در حالی که با نداشتن تصویری از تحولات پیش رو، چه بسا برخلاف جهت فرآیند حرکت کرده و به انزوا رفته و نابود شویم. نزدیک شدن انسان ها به یکدیگر، پیدایش همدلی جهانی، مدیریت مشترک همه ملت ها بر جهان و… حکایتی از واقعیات پیش رو و وظیفه مردم جهان در این فرآیند است؛ چنانکه آرزوی تشکیل حزب جهانی مستضعفان و صدور انقلاب و پیش بینی اضمحلال کمونیست و کاپیتالیسم از سوی امام خمینی ره تصویری از برخی مقاطع این فرآیند بود. البته ارزش این تصویر به استحکام دلایلی بستگی دارد که بر آنها استوار است. به نظر بنده کسانی که از مهدویت تصوری فراتر از طفره نداشته و تلاشی برای ترسیم فرآیند ظهور نمی کنند، خدمت قابل توجهی به مهدویت و ظهور نمی کنند و اگر از ترسیم فرآیندی ظهور جلوگیری کنند به مهدویت و ظهور، جفا کرده اند. در حالیکه هرتلاشی برای تبیین فرآیند ظهور، خدمتی شایان به مهدویت و ظهور است؛ زیرا تلاش برای تبیین فرآیند ظهور، تلاشی مفید و مؤثر برای دست یابی به فلسفه تاریخ بومی برآمده از عقلانیت دینی و فرهنگی ما است. ببینید اگوست کنت و کارل مارکس دوچهره مشهور درغرب هستند که با ارائه تئوری درفلسفه تاریخ، موجب پیدایش تحولات چشمگیری دردنیای غرب شدند. تبیین فرآیندی تاریخ، نقش قابل توجهی در حرکت ها و تحولات اجتماعی دارد. ما باید بکوشیم از پایگاه فکری و منظر خویش به تاریخ و آنچه تا کنون رخ داده و تحولات محتمل آینده نظر کرده و نظمی را در آن جویا شویم تا قادر به برنامه ریزی هدفمند و موفق برای آینده مورد نظر خویش باشیم که البته نگاه فرآیندی به ظهور، تلاشی برای نیل به این هدف است. ما با تلاش در تبیین فرآیند ظهور همچنین می توانیم برخی از بسترهای لازم برای جامعه شناسی از منظر مکاتب الاهی را فراهم سازیم. نتیجه اینکه افزایش و گسترش بحث پیرامون ظهور و مهدویت در دولت نهم و دهم، تلاشی مبارک بود که امیدواریم ادامه یابد.

در فرآیند ظهور از نگاه دکتر احمدی نژاد، روند جهان رو به تعالی است یا رو به تنزل؟ جهان رو به روشنایی دارد یا رو به تاریکی؟
حرکت جهان، حرکتی رو به بالندگی و شکوفایی استعدادهای نهفته در هستی است. حرکتی رو به کمال و ظهور باطن هستی است و باطن هستی، حقیقت انسان است، پس جهان رو به ظهور انسان کامل دارد؛ رو به ظهور همه کمالات الاهی که در انسان کامل مستجمع است و برای همین گفتمان مهدویت، گفتمان شکوفایی و کمال هستی است. گفتمانی که حکایت از شکوفایی همه استعدادهای نهفته در هستی دارد. و بهار، فصل شکوفایی و بالندگی است، پس حرکت جهان رو به بهار دارد؛ به این معنا که بهار، آن فصلی است که جهان رو به سوی آن دارد. پس گفتمان مهدویت، گفتمان بهارهستی است. بهاری که بهار طبیعت، بخش ناچیزی از آن است. با این نگاه، یکی از مهم ترین اهداف دکتراحمدی نژاد از توصیف گفتمان مهدویت به بهار، این است که او برخلاف برخی که جهان را پیش از ظهور، رو به تاریکی و سقوط می پندارند، جهان را رو به روشنایی و شکوفایی می داند. دکتر معتقد است در جهانی که رو به ظهور امام دارد، رایحه بهار هر روز بیش از روز پیش به مشام جان می رسد. پس هر روز باید امیدوارتر از روز پیش بود. او بر این باور است که برای ظهور انسان کامل، باید شایستگی لازم و کافی در جهان پدید آید و این فقط با تعالی و ترقی جهان ممکن است. دکتر با این توصیف، رایحه خوش مهدویت را در فضا پراکند و روح امید را در کالبد مردم دمید. تفاوت تفکر منسوب به انجمن حجتیه با فکر دکتر احمدی نژاد درهمین روند است. آنها معتقدند که جهان رو به تاریکی می‌رود و هر‌روز بد‌تر از روز پیش می‌شود؛ و وقتی به تاریک‌ترین وضع خودش رسید، زمان ظهور فرا ‌می‌رسد. این نگاهی است که برخی دینداران و منجی‌باوران امروز دنیا هم دارند. ظاهرا برخی اصولگرایان مصطلح هم با آنکه داعیه مخالفت با انجمن حجتیه را دارند، حرکت جهان را رو به بدی می دانند. انجمن «حجتیه» با این نگاه عقیده خودش را نسبت به ظهور منجی ترسیم می‌کرد. آنها مدعی بودند که از ظاهر برخی روایات همین مطلب برداشت می‌شود. انجمن به این باور رسیده ‌بود که در زمان غیبت هیچکس نباید برای عدالت قیام کند و حکومت قسط و عدل تشکیل دهد؛ برای همین با مبارزه و بر‌پایی نهضت و تشکیل جمهوری اسلامی موافق نبود. البته مخالفت آنها به این معنا‌ نبود که با خوب‌ شدن مردم موافق نباشند؛ بلکه مخالف تشکیل نظام حکومتی برای برپایی عدالت بودند؛ اما در حوزه فردی بسیار هم تاکید به رعایت اخلاق و رفتار اسلامی داشت. این تفکر مشهوری است که به انجمن «حجتیه» نسبت داده شد و می شود. اما تفکر دکتر احمدی‌نژاد در زمینه ظهور اینگونه نیست. او برخلاف دیدگاه بسیاری از مذاهب و فرق و از جمله انجمن «حجتیه»، جهان را رو به سقوط نمی‌بیند. دکتر احمدی نژاد می‌گوید جهان روبه‌روشنایی و کمال است و انسان‌ها روز‌به‌روز بهتر می‌شوند و حقوق انسان‌ها روز‌به‌روز بیشتر شناخته‌ می‌شود و ایمان و معرفتشان رو به رشد است. او معتقد است که امام زمان عج اصلا برای ناشایستگی‌ها غایب شد و علت غیبت که نمی‌تواند علت ظهور شود. علت ظهور، لیاقت است. این لیاقت وقتی پیش می‌آید که بشر تعالی پیدا کند. حال با توجه به این تفاوت ذاتی در نوع نگاه به حرکت جهان تا ظهور منجی، طبیعی است که به تفاوت در تکالیف و توصیه ها خواهیم رسید که انقلاب اسلامی از مهم ترین آنها است. با نگاه منسوب به انجمن حجتیه، از اول نباید حرکتی برای برپایی حاکمیت عدل انجام می گرفت و انقلابی آغاز می شد در حالیکه از منظر دکتر احمدی نژاد انقلاب اسلامی افزون بر این که آغازش ضرورت داشت، ادامه اش تا هنگام ظهور ضرورت دارد. اکنون باید از کسانی که انقلاب را با برپایی نظام جمهوری اسلامی، پایان یافته تلقی می کنند، پرسید که آیا افکارشما به انجمن حجتیه نزدیکتر است یا افکار دکتر احمدی نژاد؟

با نگاه فرآیندی به ظهور، مهم ترین وظیفه در شرایط کنونی برای منتظران امام عصر ع را چه می دانید؟
وقتی ظهوررا به عنوان یک فرآیند باور کنیم، تکالیفی متناسب با این باور پیش رو خواهیم داشت. نخست لازم است که به تأمل و اندیشه درباره مقاطع فرآیند ظهور بپردازیم و از اندیشه دراین زمینه هیچگاه دست نکشیم. دوم اگر فرآیند ظهور را فرآیند بهار هستی بدانیم، پس پیوسته باید روح امید در جامعه بدمیم و امیدوارانه به حرکت کلی جهان نظر کنیم. بی شک باطل رو به نابودی است و جهان رو به روشنایی دارد. سوم اینکه رفتن جهان رو به روشنایی، فقط با نزدیک شدن انسان ها به یکدیگر و همدلی آنها محقق می شود، پس مهم ترین وظیفه منتظران مهدی ع نزدیک کردن انسان ها به یکدیگر است. آنها باید بکوشند که انسان ها را بر محور فطرت مهرجو و عدالت خواه بشری جمع کنند تا به انتظار امام عدالت گستر بنشینند. هرگونه خط کشی و مرزبندی بین مردم در جهان که به نفی و طرد اقشاری از آنها بینجامد، حرکتی برخلاف فرآیند ظهور بوده و محکوم به شکست است.

ادبیات معرفی امام زمان در گفتمان بهار، چه نوع ادبیاتی است؟ به عبارت دیگر، امام و ظهور او را با چه ادبیاتی معرفی کنیم؟
ادبیاتی امیدبخش. ادبیات روشنایی بخش. ادبیات بهار. اگر امام را بهار هستی بدانیم، پس شایسته آن است که از امام به گونه ای یاد کنیم که از بهار یاد می کنیم. اگر بهار طبیعت، فصل شکوفایی و رویش گیاهان است، بهار هستی، فصل شکوفایی همه استعدادها در همه اجزاء هستی است. اگر بهار طبیعت، فصل لطافت و اعتدال در دما و هوا است، بهار هستی، فصل ظهورعدالت و لطافت در همه آفرینش است. گفتمان بهار، گفتمان مهر و محبت و عدالت و زیبایی است. گفتمان لطافت و امنیت و انسانیت است نه گفتمان جنگ و مجازات. البته احقاق حقوق پایمال شده انسان ها و دفاع از حریم آنها دربرابر کسانی که همیشه خود را از مردم ممتاز ساخته و بر آنها فخر فروخته اند، امری اجتناب ناپذیر است. اما مبارزه با ستمگران، چیزی جز مهرورزیدن بر انسان ها نیست و هم از این رو، گفتمان بهار، گفتمان مهر برای بشریت است؛ چنانکه خداوند متعال از آن روز به روز پیشوایی و وراثت مستضعفان یاد می کند. دکتر احمدی نژاد نه فقط ادبیات مهر و روشنایی را برای مقطع ظهور زیبنده می داند، بلکه فرآیند ظهور را فرآیند مهر و روشنایی می داند به این معنا که حرکت جهان را تا ظهور انسان کامل، حرکت استظهاری می داند. دکتر بر این باور است که هستی رو به ظهور و شکوفایی کمالات الاهی دارد، پس جهان، هر روز روشن تر از روز پیش می شود تا روزی که شایسته ظهور امام بر دیدگان بشر شود.

شاخصه های مهم گفتمان بهار را درچند عبارت کوتاه بیان کنید؟
ظهور، یک فرآیند است نه یک طفره. جهان تا ظهور منجی رو به تعالی و روشنایی دارد نه رو به سقوط و تاریکی. مهم ترین تکلیف منتظران، نزدیک کردن انسان ها به یکدیگر بر حول محور فطریات انسانی است.

دولت بهار

.

.

.

تشیع انگلیسی - کلیک کنید!

سید محمد در تاریخ 18ام ، تیر 1394:

باسلام وتشکر ازبرادر حجت الاسلام بهمن شریف زاده آرزوی موفقیت برای شما دارم یاعلی مدد.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
تازه های فتن